تبليغاتX
سفر
خدا انسان را آفرید تا خود بی اندیشد نه اندیشه ی دیگران را نشخوار کند.

 

 

Hear my silent prayer


Heed my quiet call


When the dark and blue surround you


Step into my sigh


Look inside the light


You will know that I have found you

 

Secret Garden - Dreamcatcher

 

 

دعاهامان رو به کدامین وجود، به طلب کدامین خواسته،اشکهامان از کدامین چشمه، در غم کدامین ناداشته، چشم هایمان خیره به کدامین در و حتی دستهامان در پی لمس کدامین معنا!

و پاسخ همشان ....chuuut! سکوت!

که هیچکدامشان معنا نمی کنند دستان افراشته ام را ،چشمان گاه خیس و لبان گاه ذاکر به خنده ام را ، هیچکدامشان معنا نمی کنند مرا برای تو!

ما در کنار همیم اما تنهایی معنای یکتای وجود ماست اگرچه کثرتمان نیز حقیقتی!

پس با هم باشیم اما بدانیم که جریان دلهای سخنگو به سکوتمان به هم مربوط نیست!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/05/31ساعت 1:6  توسط در سفرم   | 

لعنت بر آنان که  زیبا ترین حس انسانی را با پلیدترین غریزه های حیوانی یکسان پنداشتند ...

 

لعنت بر این هوس بازانِ هوی پرست که کرامت این احساس را به شقاوت گناه آلودند ...

 

لعنت بر هیرودیس ها که غلامان هوس شدند و هیرودیا ها که کنیزکان هوی،که احساسشان شد میله های زندان یحیی،که شهوتشان شد تاییده قتل یحیی،یحیی ایکه فریاد سر داد: ای جاهلان این که می خواهید در شریعت موسی حرام است و اینچه می کنید در پیشگاه پرودگارش قبیح ...

 

اما یحیی ...

 

با اینان چه می گویی؟؟ اینان چی می دانند از کرامت عشق،اینان چه می فهمند از رذالت هوس ...

 

یحیی اینان دست پروده ی همان کاهنانند،همان ها که  تعالیمت را کفر پنداشتند، همان ها که مسیحی را که چشم به راهش نشستی مصلوب خواهند کرد ...

 

یحیی با اینان چه می گویی؟؟ که اینان کوران و کرانند در برابر دعوت های تو به پاکی

 

که اینان خو گرفته اند به این زندگی توام با پلیدی ها،آمیخته به کثیفی ها ...

 

یحیی ... تو با اینان از عشق تکریمی نگو که در درک سخنان تو نادانند

 

ای تعمید دهنده ، با عیسی از عشق بگو و به کلامت غسلش ده، که عیسی همان مسیحی است که چشم به راهش بودی که عیسی همان است که تو بشارت آمدنش بودی ...

 

یحیی،ای تعمید دهنده، با عیسی یان از عشق بگو که کرامتش تنها بر آنان آشکار است

 
 
+ نوشته شده در  جمعه 1387/05/11ساعت 14:55  توسط در سفرم   | 

مامانی آخر کم تجربگی کوچولوت کار دستش داد

آخر حماقتش اینجا یخه اش رو گرفت

مامانی کوچولوت دلش ...

                                   دلش رفت ...

مامانی کوچولوت تو اتاق دربسته ی عادت نموند، نموند تا شاه پریون با اسب سپید آرزو ها بیاد و دلش رو ببره

کوچولوت دلش رو سوار یه قاصدک کرد که بره

 

مامانی کوچولوت تو اتاق تاریک تقلید نشست،نشست تا با لباس سپید عروسی به تن بره

کوچولوت دلش رو برهنه کرد که بره

 

مامانی کوچولوی کم تجربه ی احمقت دلش با چند تا کلمه لخت شد و پرید روی دوش یه قاصدک که بره

 

مامانی کوچولوی احمقت نمی خواد بزرگ و عاقل بشه

که اگر بزرگتر از این بشه دیگه تو لباس عریانی جا نمی شه

که اگر عاقل تر از این بشه مغزش سنگینی می کنه و دیگه قاصدک وزنش رو تحمل نمی کنه

 

مامانی ...

کوچولوی احمقت تا زمانی که یه کوچولوی احمق باقی بمونه می تونه سوار یه قاصدک بشه و سفر کنه

 

مامانی این کوچولوی احمق تو می خواد پرواز کنه اما تو که می دونی کوچولو های احمق بال ندارد و تا زمانی که بال در بیارن باید سوار یه قاصدک بشن و این رو بدون که تا کوچولو تر و احمق تر و کم تجربه تر نشم بال در نمی یارم ...

 

مامانی فقط  کوچولو های احمق هستن که دلشون برای یه ایده می ره

فقط کوچولوهای احمق بی قراره یه مغز عریان می شن

فقط کوچولو های احمق

فقط...

 

مامانی می دونی؟من می خوام تا نهایت یه کوچولوی احمق باقی بمونم ..... حتی اگر تمام دنیا مسخره ام کنن

مامانی اگر همه ی دنیا هم به کوچولوی احمقت بخندن ... تو ناراحت نشو ...

اگر همه ی دنیا دستش بندازن ... تو ناراحت نشو که کوچولوی احمقت از همون روزی که تصمیم گرفت یه کوچولوی احمق باشه تمام این ها رو به جون خرید ...

 

 

مامانی دنیا ی حماقت نرده نداره ... اما نگرانم نباش که با پرنده تیز پروازی همسفر شدم

مامانی نگران نباش که اگر هم سقوط کنم حالا حالا ها سرم به سنگ نمی خوره که چاه دنیای حماقت خیلی عمیقه همانطور که آسمونش خیلی بلنده ...

 

مامانی فقط دعا کن ...

دعا کن پای کوچولوی احمقت به بند نافش گیر نکنه ...

دعا کن چاقوی جسارت کوچولوی احمقت اونقدر تیز باشه که بتونه بند نافش رو ببره ...

دعا کن ...

دعا کن که دیگه روح کوچولوی احمقت با این خون آبه ها سیر نمی شه که حماقتش از جنس حماقت فرعون نیست ...

+ نوشته شده در  جمعه 1387/05/04ساعت 15:33  توسط در سفرم   | 

بر لبانم بوسه بزن که می دانم بوسه هایت از جنس شهوت نیست

که می دانی در خواستم از جنس هوس نیست

لبانم تشنه ی بوسه های توست که خسته شده اند از بوسه های آبدار شهوت

در اغوشم بگیر که در آغوشت آزادی را تجربه کنم که خسته شدم از آغوش هایی که قفسم می شوند

در اغوشم بگیر که می دانی آغوشت را تنها برای پرواز می خواهم

 ...

..

همبستر شو با مریم ذهنم تا عیسی ای دیگر بزاید، عیسی ای دیگر که بر صـلیبش شکند و توحش خود را با شلاق بر بدنش فرود آورند، تا مرض خود را با میخ در دستان شفا بخشش بکوبند، تا پلـــیدی های خود را بر پاکی صورتش سیلی بزنند، تا کج روی هاشان را به پاهای او میخ کنند،بـــــگذار عیسی ای دیگر بزاید مریم ذهنم، بگذار کودک سخن گوی دیگر بزاید ذهن من تا شاید تهمت زنا با شیطان از ان پاک شود.

بگذار عیسی ای دیگر بزاید مریم ذهنم، تا به واسطه ی آن تا نادانسته ها تو عروج کنم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/31ساعت 14:52  توسط در سفرم   | 

 

الهی

فرعونیان کاخ ها علم کرده اند تا مشت موسی را بگشایند!!!

 

الهی کاخ هاشان تا آسمان هفتم هم رسید، ولی هنوز اثری از تو نیست...

 

فریاد هاشان را می شنوی...؟؟؟

های هامان بالاتر ...

گویی خدای موسی بالاتر از این است ...

 

هااااااای موسی پس خدایت کو؟؟ اینجا هم که نیست!! ... باشد باشد باز هم بالاتر از این می رویم

های هامان بالاتر ...

گویی خدای موسی بالاتر از این است ...

 

 

خدایا در صداشان چه تمسخری موج می زند ...

 

اما موسی آرام به عصایش تکیه داده، موج تمسخرشان تا به اقیانوس چشمان موسی می رسد اعتقادی می شود ناشکستنی ...

 

خدایا چه عظمتی در نگاه موسی است ...

اما..

پروردگارا ...

عظمت حقیقی در کدام است؟؟

 در نگاه موسی، یا بنایی که حالا دیگر از آسمان هفتم هم فراتر رفته...

+ نوشته شده در  جمعه 1387/04/21ساعت 22:38  توسط در سفرم   | 

الهی

امر کردی شیطان را به سجده ی آدم در حالیکه اراده ات بر سر پیچی اش بود!!

امر کردی آدم را به ماندن در بهشت در حالیکه اراده ات بر زیستنش در زمین بود!!

امر کردی انسان را به آزاده زیستن بر ان زمین در حالیکه به اراده ات طوقی از مقدرات بر گردنش انداخته بودی!!

امر کردی به دیدن و شنیدن نشانه های عظمتت در حالیکه به اراده ات بر چشم ها و گوش ها مهر نهاده بودی!!

الهی

گفتی بیش از وسع و توانایی ام تکلیف نمی کنی

آیا ایستادن در مقابل اراده ی تو در توان من است؟؟!!

+ نوشته شده در  جمعه 1387/04/21ساعت 22:24  توسط در سفرم   | 

دوستان عزیز ببخشید که اینقدر دیر به دیر آپ می کنم،چند روزه که اصلا حالم خوب نیست


 

مدارک و شواهد انسان شناسی و باستان شناسی درباره کرومانیون ها

 

 الف تاریخ تمدن ویل دورانت:

چنین به نظر می رسد که در حدود 2000 سال پیش از میلاد مسیح انسان نئاندرتال منقرض شده و انسان دیگری به نام انسان کرومانیون جانشین آن شده است. خود این اسم اشاره به غاری است که همین نام در دره « دوردونی » فرانسه که به سال 1868 نخستین آثار این نوع انسان در آ«جا بدست آمده است. بقایای انسانی از این نوع که مربوط به همان زمان است در جاهای مختلفی از فرانسه و سوئیس و آلمان و گال « در بریتانیا » نیز پیدا شده است و همه نماینده است که قد بلندی میان 178 و 193 سانتی متر داشته و ظرفیت جمجمه شان بین 1590 و 1715 سانتی متر مکعب بوده است. انسان کرومانیون نیز مانند انسان نئاندرتال انسان غار نامیده می شود از آن جهت که بقایای این انسان در غارها بدست آمده ولی این نکته دلیل آن نیست که آن انسانها منحصرا در غارها به سر می برده اند ص 142.

مطابق نظریه ای که امروزه مورد قبول است این نژاد عالی از آسیا به اروپا هجرت کرده و چنین تصور می رود که هنگام مهاجرت ار آفریقا گذشته و از خشکی های که تصور می کنند آفریقا را به ایتالیا متصل ساخته ، وارد اروپا شده است طرز توزیع آثاری که از این انسانها بدست آمده است نشان می دهد که ده ها بلکه صدها سال این مردم با انسان نئاندرتال در جنگ و ستیز بوده تا آخر توانسته اند اروپا از دست مالکان اصلی خارج سازند ص 143.

فرهنگهای انسان کرومانیون

فرهنگ اورینیاکی « اورینیاسین[1] » تقریبا 25000 سال پیش از میلاد این دوره نماینده نخستین مرحله صنعتی پس از دوره یخبندان و همچنین نخستین مرحله پیدایش مدنیت انسان کرومانیون است. هنگامی که انسان کرومانیون به بالاترین مراحل تکامل خود رسید فرهنگ ماگدالنی روی کار آمد ص 144.

فرهنگ ماگدالنی [2]که در تمام نواحی اروپا در حوالی 16000 سال پیش از میلاد پیدا شده وجه امتیازش آلات و افزارهای دقیق و متنوعی است که با عاج و استخوان و شاخ ساخته شده اند و مخصوصا سنجاقها و سوزن های ساخته شده به حد کمال رسیده است. در این مرحله از فرهنگ هنر نقاشی نیز پیش رفته و نقاشیهای آلتامیرا[3] که شاهکار هنری انسان کرومانیون است بوجود آمد ص 145.

ب- تاریخ جهانی « دولاندلن » :

 در دوران پالئولیتیک پارینه سنگی زمانی که یخچال ها عقب نشستند هوا همچنان سرد ولی خشکتر بود.

نژاد نئاندرتال مانند نژاد هایدلبرگ از میان رفته است و سه نژاد جدید دیگر یعنی کرومانیون، شانسلاد و گریمالدی پا به وجود گذاشت. در دوران مزولیتیک میان سنگی نژاد شانسلاد و نژاد گریمالدی در اروپا از بین رفت در صورتی که نژاد کرومانیون به حیات خود ادامه می داد و دو نژاد دیگر نیز پیدا شد یکی از آنان نژاد مدیترانه ای می باشند که از جنوب آمده و دارای قامت کوتاه و چشمان فرو رفته و موهای سیاه و صورت کشیده « دولیکوسفال » بود. نژاد دیگر نژاد آلپی است که منشا آنها از شرق بود و قامتی متوسط و چشمان و موهای خرمائی رنگ و صورت و جمجمه ای گرد « پراکی سفال » داشت. و بدین ترتیب باید گفت که اصل این قوم از آفریقا و آسیا بوده و نژاد های سابق بوسیله آنها از بین رفته و یا مجبور به عقب نشینی شده اند ص7.

 نژادهای انسانی ، انسان دوره مزولیتیک در این دوره نیز به حیات خویش ادامه داد ولی نژاد کرومانیون در حال زوال بود و دو نژاد دیگر رو به ازدیاد گذاشت یکی از این دو نژاد یعنی نژاد مدیترانه ای با نژاد آلپی که اکثریت سکنه اروپای مرکزی را تشکیل می داد در آمیخته ، و سراسر اروپا را فرا گرفت و دیگری که به نژاد شمالی معروف است ، برای نخستین بار در این دوره ظاهر شده از مشخصات و محل زندگی آنها می توان گفت : دارای قامت بلند ، جمجمه کشیده « دولیکو سفال » ، چشمان آبی و موی بور می باشد و مرکز زندگی آنها شمال و مشرق اروپا بوده است ص 8.

 

ج- سیر تاریخ « گوردون چایلد »

در دوره نئولیتیک ( نو سنگی ) نه یک تمدن واحد ، بلکه تمدنهای بیشماری بوجود آمد که وجه امتیاز آنها کشت گیاه ها یا پرورش حیوانات مختلف ، ایجاد موازنه میان کشاورزی و گله داری ، انتخاب محلهای گوناگون برای ایجاد روستا ، بکار بردن نقشه ها یا روشهای متفاوت در خانه سازی ، شکل و زینت ظروف و بالاخره اختلاف بارز میان مراسم مذهبی بعد از مرگ اختلاف طلسم ها و سبکهای هنری می باشد. هر تمدن ، محصول سازش تقریبی ، با محیطهای معین و دارای یک ایدئولوژی مخصوص است تفاوت میان آنها نتیجه اکتشافات متعدد یا اختراعات کوچکی که منحصرا جنبه محلی دارند و مربوط به خصوصیات معرفه الارضی. اقلیمی یا گیاهی و همچنین مربوط به عاداتی که شرح و توصیف آنها همیشه ممکن نیست می باشد بنابراین نباید تنها از دانش نئولیتیک بلکه باید از دانشهای نئولیتیک سخن گفت. آداب و سنتهای علمی مجامع بربر ، بسیار غنی تر از اطلاعات نیاکان وحشی آنها بود ص 56.

هموساپین ها ، در یک زمان در اروپا آفریقای شمالی و شرقی در فلسطین و حتی در حین ظاهر کشتند و در همان موقع هم اختلافاتی در نوع و نژاد آنها مشاهده می شد. محققین تاریخ طبیعی انسان در یک زمان تنها در اروپا به بقایای انسانهایی که تا حدی نزدیک به نژاد سیاه معروف به نژاد گریمالدی بود. و همچنین انسانهای بلند قد کرومانیون و یا انسانهای کوتاه قد کومب کاپل[4] که پاره ای از آنها سری مدور ( براکی سفال ) داشته اند ، دست یافته اند ص 30-31 .

 

د- تاریخ تمدن غرب

احتمال نمی رود که انسان کرومانیون امروز هم روی زمین مانده باشد این انسان نماینده یک نوع بشر متغییر یا یک نوع فرعی یا به زبان معمولی ما نژاد بشر بوده است. سری دراز داشته و نسبتا بلند قد بوده و ظاهرا خیلی زیاد با مردم فعلی اروپا که سری دراز دارند مربوط بوده است ص7.

در حدود  (12000 ) دوازده هزار سال پیش اروپا از اقسام انسانها پر بوده است و این انسانها سوابق مختلف و در زندگی راه و رسم های متفاوت داشته اند. گاه یک دسته از دیگران جلوتر بوده و گاه یک دسته دیگر پیش می افتاده است.

دنبال کردن زیر و زبر شدن های این دسته های قبل از تاریخ از ما ساخته نیست. حقیقت این است که کارشناسان کاملا در چیزی از توالی این مردمم و فرهنگهای ایشان اتفاق نظر ندارند. اما واضح است که چیزی از نوع صعود و سقوط امپراتورها و فرهنگها در دوره تاریخ مدون این اعصار قبل از تاریخ را پر کرده است ص9.

این مردم قبل از تاریخ بعضی عاید و افکار داشته اند که امروز به آنها عقاید مذهبی می گوییم.

 

مقایسه و روشنگری

در این قسمت ، داده های عقیدتی در مورد نسناس و جن را با اطلاعات علمی ارائه شده درباره انسانهای نئاندرتال و کرومانیون مقایسه می کنیم تا بدانیم که آیا نسناس همان نئاندرتال و جن همان کرومانیون است.

 نسناس ß نئاندرتال  و جنß کرومانیون

کشفیات باستان شناسی و تاریخ طبیعی انسان ، قدمت انسان نئاندرتال را حدوداً بیست هزار سال پیش ( هجده هزار سال پیش ) به شمار می آورند. از هجده هزار تا 6600 سال پیش از میلاد که آدم (ع) دارای روح گردیده و برروی زمینی زندگی کرده است. یعنی دوره ای در حدود یازده هزار و چهارصد سال ، به مسائل زیر اختصاص داشته است :

1-اضمحلال تدریجی یا ناگهانی انسان نئاندرتال « نسناس ».

2-اوج گیری تمدنهای متنوع کرومانیون ها جن ها.

3-تبعید جن های عصیانگر و کوچ دادن آنان از محل و ماوای آینده مخلوق برگزیده به نقاط دوردست زمین یا به فضا.

4-قابلیت استتار یافتن جن ها از مخلوق برگزیده ، برای جلوگیری از معاشرت با یکدیگر به تدریج یا به طور ناگهانی.

5-آماده سازی کلی منطقه ای از زمین به احتمال زیاد بین النهرین برای پذیرایی از مخلوق برگزیده خداوند.

6-تکامل جسمانی آدم (ع) تا قبل از دمیده شدن روح در کالبد خاکی او زیرا همچنان که از قرآن ، نهج البلاغه و احادیث در مورد خلقت آدم (ع) بر می آید. جسم او تا قبل از نفحه روح الهی ، دورانی را گذرانیده است.


[1] Aurigniacian

[2] Magdalenian

[3] Altamira

[4] Comp Capelle

 


بمب گذاری در حسینه شهدای شیراز و سانسور صدا و سیما

در حالی که حادثه غم انگیز انفجار حسینیه سید الشهدای شیراز ظرف چند دقیقه به یکی از مهم ترین خبرهای جهان تبدیل شد و دهها تلویزیون و خبرگزاری خارجی آن را پوشش خبری دادند سیمای جمهوری اسلامی ایران تا ساعت ها پس از این حادثه درباره آن سکوت کرد و آن را با سانسور خبری همراه ساخت .
( این انفجار در ساعت ۹ دیشب روی داد )

این موضع حیرت انگیز نه فقط در رسانه ملی که در واحد مرکزی خبر صدا و سیما نیز تکرار شد و این پایگاه خبری که اخباری مانند نتایج رقابت های فوتبال باشگاه های فرانسه و کشته شدن چند نفر در حادثه رانندگی در لیبی را پوشش داد کشته و مجروح شده بیش از یکصد ایرانی در انفجار  مرموز شیراز را به محاق سپرد!

این رفتار غیرحرفه ای که از آن شائبه های سیاسی خاصی نیز استنباط می شود گزاره ممنوع التصویر شدن مسوول کانون رهپویان وصال (حسینیه سیدالشهدا) که توسط برخی سایت ها منتشر شده است را تقویت می کند.

گفتنی است رسانه های خارجی نظیر الجزیره ، بی بی سی ، آسوشیتدپرس ، سی ان ان ، العربیه ، فرانس پرس و … پیش از رسانه ملی ایران به خبر انفجار در شیراز پرداختند ولی گویا برای برخی مسوولان صدا و سیما ، کشته شدن چند نفر در حادثه رانندگی در کشور عربی لیبی مهم تر مرگ خونبار هموطنان ایرانی بوده است.

در حادثه انفجار حسینیه سید الشهدا(ع) بیش از یکصد تن از اعضای کانون مذهبی ره پویان وصال شهید و مجروح شدند .

هنوز رسماً‌ اعلام نشده است که آنچه روی داده یک رویداد تروریستی بوده است یا یک حادثه ؛ هر چند که گمانه زنی عمومی حول محور اقدام تروریستی می چرخد و برخی مقامات محلی نیز تصریح کرده اند که حادثه شیراز ناشی از بمبگذاری بوده است .

تعداد مجروحان حادثه انفجار در یکی از حسینیه‌های شهر شیراز به ۱۰۵نفر رسید. همچینین آخرین خبرها حاکی از کشته شدن ۹ نفر در این انفجار است.

منابع بیمارستانی در شیراز بامداد روز یکشنبه اعلام کردند که در انفجار  در حسینیه سید الشهدا در مرکز این شهر ده نفر کشته و ۱۶۰ نفر زخمی شده اند و احتمال افزایش این آمار  وجود دارد.

خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران، ایرنا، گزارش داده است در انفجاری که در یک حسینیه در شهر شیراز در ساعت بیست و یک پانزده دقیقه شنبه رخ داده است، تعدادی کشته و زخمی شده اند.

پیشتر خبرگزاری های ایران گزارش داده بودند که در این انفجار هشت نفر کشته و  ۶۶ نفر زخمی شده اند.

به گزارش خبرگزاری فارس، سرهنگ زمانی، فرمانده انتظامی شیراز، گفته  بود که تعداد تلفات حادثه بمب گذاری درکانون مذهبی رهپویان وصال شیراز تاکنون به ۶۶ نفر و تعداد کشته شدگان به هشت نفر است. 

 در همین حال، به گزارش خبرگزاری نیمه رسمی فارس، این انفجار پس از نماز  مغرب و عشا و به هنگام سخنرانی حجت‌الاسلام انجوی‌نژاد، دبیر ستاد نماز جمعه استان فارس، رخ داده است.

طبق این گزارش این انفجار در جریان جلسات هفتگی کانون «ره پویان وصال» که به بررسی دیگر مذاهب به ویژه «وهابی و بهایی» می پرداختند، رخ داده است.

به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، ایرنا، هم‌اینک آمبولانس‌ها و گروه‌های آتش‌نشانی با حضور در محل در حال عملیات امداد و نجات و اطفای حریق هستند.

این خبرگزاری همچنین اضافه کرده است که در حدود «  ۲۰ نفر در این حادثه زخمی شده‌اند که حال ۳ نفر از آنان وخیم گزارش شده است».

به گزارش خبرگزاری فارس در این حادثه به دبیر ستاد نماز جمعه استان فارس آسیبی نرسیده است.

براساس این گزارش ها، سازمان بهداشت و درمان استان فارس از تمامی پرستاران شهر شیراز خواسته است تا در محل کار خود حضور یابند.

تحقیق درباره انفجار

 در همین حال، محمد رضا حدائق، معاون سیاسی- امنیتی استاندار فارس، گفت:«علت انفجار در مرکز فرهنگی - مذهبی رهپویان وصال شیراز واقع در حسینیه سید الشهدا در دست پیگیری است».

به گزارش ایرنا، معاون سیاسی- امنیتی استاندار فارس خبر وقوع انفجار دراین حسینیه را تایید کرد و گفت:« علت دقیق این حادثه در دست پیگیری است».

به گفته آقای حدائق« انفجار در قسمت انتهایی حسینیه رخ داده است .»

براساس گزارش های دریافت شده، در اثر این انفجار شیشه‌های برخی مناطق مسکونی اطراف حسینیه نیز شکسته شده است. 

در همین زمینه، یکی از شاهدان عینی انفجار کانون فرهنگی ره پویان وصال شیراز به خبرگزاری فارس گفته است که این انفجار پس از سخنرانی آقای انجوی نژاد و در قسمت مردان این حسینیه رخ داده است.

سعیده قربانی، بیست ساله، گفته است:«هنگام انفجار بمب حسینیه کاملا پر بود و فکر می‌کنم که در حدود ۸۰۰ نفر در محل حادثه حضور داشتند».

این حسینیه در خیابان شهید آقایی و در مرکز شهر شیراز واقع شده است.

هنوز هیچ گروهی مسئولیت این انفجار را برعهده نگرفته است.


افسوس

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/01/25ساعت 12:26  توسط در سفرم   | 

نسناس، سرآمد موجودات طبیعی

الف فرهنگ المنجد : حیوانی افسانه ای موهوم که تصور می شود به شکل انسان باشد و در نزد عامه ای از مردم گونه ای از میمون است.

ببحارالانوار : حیوانی شبیه به انسان که گفته می شود در برخی از بلاد هندوستان یافت می شود؛ ممکن است منظور از نسناس انسان وحشی غیر متمدنی باشد که قبل از حضرت آدم (ع) وجود داشته است.

جچهر مقاله عروضی : نسناس بعد از حیوان او شریف تر است که به چندین چیز با آدمی مشابه است. یکی به بالهای راست ! دوم به پهنای ناخن و موی.

دفرهنگ دهخدا : خلقی بر صورت مردم ، مگر در عوارض مخالف مردم اند و آدمی نیستند « منتهی الارب »

نتیجه گیری در مورد نسناس

نسناس آخرین حیوان و کاملترین موجود زنجیره طبیعت است. این انسان نمای وحشی نسبتا قد کوتاه و بیشترین شباهت را به انسان داشته است. قامت راست ، پهنی ناخن و موی سر ، ولی از سیرت انسانی بی بهره بوده است. چون مصداق آن را انسانها ندیده اند « بنابر حدیث مذکور که خداوند آنها را پیش از خلقت انسان منقرض کرده است؛ از آنها به گونه های متنوع و با تعابیر افسانه ای یاد شده است.

 

کشفیات علمی

حال به وادی علم و تجربه وارد می شویم و زمینه های عقیدتی فوق الذکر را در آن وادی جست و جو میکنیم. ابتدا نظری بر جدول زیر می افکنیم این جدول که از تاریخ تمدن ویل دورانت جلد یک صفحات ۱۳۹ و ۱۴۰ و ۱۴۱ استخراج شده است و گویای مسائل بسیاری است.

دوره یخبندان چهارم ( که نسبت به ما آخری است ) تاریخی میان ۵۰ تا ۲۵ هزار سال پیش از میلاد دارد و ما اکنون در دوره آرامش پس از یخبندان هستیم. این جدول نشان می دهد که پیش از انسان کنونی آدمیانی در نقاط مختلف کره زمین می زیسته اند که می توان برای آنها سیر تکاملی قائل بود و آنها را دارای خُلق های جداگانه ای دانست. اما آنچه که ظاهرا از جدول فوق حاصل می شود این است که سه نوع انسان پیته کانتوپوس ( پتیکانتوپوس ) آئوآنتروپوس و نئاندرتال که نمونه ای از خیل انسانهای پیش از انسان کنونی به شمار می روند از نظر جسمانی دارای سیر تکاملی بوده اند زیرا دارای جمجمه ای متکاملتر تر از انسان پیش از خود بوده اند. ولی دو نوع انسان کرومانیون و انسان کنونی که هر دو به هموساپین یا انسان هوشمند مشهورند چنین تناسبی را نسبت به سایر انسانها ندارند؛ انسان کنونی جمجمه ای به حجم ۱۴۵۰ سانتی متر مکعب دارد که از جمجمه کرومانیون کوچکتر است و هم از حجم جمجمه انسان نئاندرتال. از طرف دیگر کرومانیون دارای جمجمه ای با حجم کمتر ، مساوی یا بیشتر از حجم جمجمه نئاندرتالها بوده اند بنابراین می توان نتیجه گرفت که انسان کنونی از انسان کرومانیون مجزا بوده و انسان کرومانیون نیز ربطی به انسان نئاندرتال نداشته است. طول قدهای کوتاه کاملا مختلف دو نوع اخیر نیز مؤید این نظر است.


 

 

دوران زمین شناسی

دوران انسان شناسی

تقسیمات تاریخ

از نظر انسان شناسی

انواع انسان

بلندی قامت

سانتی متر

ظرفیت جمجمه

سانتی متر مکعب

تاریخ تقریبی

قبل از میلاد

0

-

حجر قدیم

پتیکانتوپوس

انسان جاوه

170

950

475000 سال

0

-

حجر قدیم

آئوآنتروپوس

انگلیس

-

1300

125000 سال

0

یخبندان چهارم

حجر قدیم

نئاندرتال

آلمان و فرانسه

160

1600

40000 سال

0

پس از یخبندان

حجر قدیم

کرومانیون

فرانسه

178-193

1715-1590

20000 سال

هولوسن

پس از یخبندان

حجر متوسط

انسانهای آزیلی

-

-

10000 سال

پس از یخبندان

حجر متوسط

بر جای گذارند گان

فضولات مطبخ اروپا

-

-

7000 سال

پس از یخبندان

حجر جدید

ساکنان دریاچه ای

دوپنهاوزن

-

-

5000 سال

پس از یخبندان

عصر مفرغ

نخستین تمدنها توسط انسان امروزی در بین النهرین و مصر و....

160      بطور متوسط

1450

4000 تا 1800 ق.م

در خاور زمین 1000-2000 ق.م در اروپا

پس از یخبندان

عصر آهن

-

-

1800 ق.م در خاور زمین و 1000 ق.م در اروپا

پس از یخبندان

-

-

-


 

  انسان نئاندرتال

۱-انسان نئاندرتال بنابر اقوال مختلف از ۱۵۰ هزار ، ۱۰۰ هزار ، ۴۰ هزار سال پیش تا حدود ۲۰ هزار سال پیش یعنی در دوران حجر قدیم بر روی زمین زندگی کرده است.

۲-جمعیت عظیم آنها در نقاط بسیاری از زمین خصوصا در اروپا پراکنده بوده اند.

۳-آتش را می شناخته اند.

۴-از نظر ساختمان بدنی و جمجمه تفاوتهایی با انسان کنونی داشته اند. به طوریکه کوتاه قد و ظرفیت جمجمه اش بیشتر بوده است.

۵-دارای اعتقادات اولیه بوده است.

۶-دوران سخت یخبندان چهارم را پشت سر گذاشته و هنگامی که هوا اعتدال یافته نابود شده اند.

۷-انقراض آنها موجب شگفتی زیست شناسان و باستان شناسان شده است.

 

مدارک و شواهد انسان شناسی و باستان شناسی در مورد نئاندرتال ها

 

۱-تاریخ تمدن ویل دورانت : کهنه ترین فسیلهایی که بی شک و تردید، انسانی است در نئاندرتال نزدیک دوسلدورف آلمان در سال ۱۸۵۷ پیدا شده است و ظاهرا ۴۰۰۰۰ سال تاریخ دارد شبیه به آن است. استخوانهای انسان دیگری که در بلژیک و فرانسه و اسپانیا و حتی در سواحل دریای جلیل (  فلسطین ) یافت شده و همه این اکتشافات علما را بر آن داشته است که تصور کنند از انسان به نام نئاندرتال در حدود ۴۰۰۰۰ سال قبل از روزگار ما در اروپا زیست کرده است. این نوع انسان کوتاه قد بوده ولی وسعت جمجمه اش ۱۶۰۰ سانتی متر مکعب یعنی ۲۰۰ سانتی متر مکعب از جمجمه انسان عصر حاضر بیشتر بوده است. ص۱۴۲.

در میان آثاری که از انسان نئاندرتال به دست آمده و قطعاتی از ذغال و استخوان سوخته دیده می شود و بنابراین باید گفت که تاریخ نخستین آتشی که انسان افروخته از ۴۰۰۰۰ سال می گذرد. و همان اندازه که انسان به آتش احترام می گذارده و آن را مورد پرستش قرار داده ، جانوران نیز از آن می ترسیده و از نزدیکی به آن پرهیز می کرده اند ص۱۴۷.

 

۲-منشا انسان « نستورخ » : نئاندرتالهای بعدی با توانایی ایجاد آتش و با آغاز رسم تدفین اموات در غارهای که مسکن آنها بوده و با شیوه های کارکردن با استخوانهای اجداد خود یعنی نئاندرتالهای اولیه بسیار پیش افتاده تر بودند و در مرحله تکاملی بالاتری قرار داشته اند ص ۳۹۷-۳۹۶.

بسیاری از دانشمندان به این نظر که گروه نئاندرتالها ، نقطه شروع انسان کنونی بوده اند اعتراضات گوناگونی کرده اند. مثلا اختلاف در ساختمان دندانها از موارد اعتراض است. این اعتراض مخصوصا درباره بزرگی حفره های دندانهای آسیای بزرگ نئاندرتالها تا انتهای ریشه های دراز و کوتاه آنها ادامه دارد ادامه داشته است ص ۴۱۵.

۳-تاریخ جهانی « دولاندلن » : او درباره دوره نئولیتیک میانه می نویسد : نژاد عمده انسانی نژاد نئاندرتال است که استخوانهای زیادی از او بدست آمده ، از مشخصات وی پیشانی بلند و متمایل به عقب طاق ابروان ضخیم ، فک جلو آمده و استخوان بندی محکم می باشد. با مطالعه استخوان بندی این انسان معلوم می شود که وی به زحمت می ایستاده ، هنگام راه رفتن زانو ها خمیده بوده و زبان روشن و صریحی نداشته است. نژاد نئاندرتال ظاهرا از نژاد هایدلبرگ بوده است و دو نژاد دیگر نزدیک به همین نژادها فلسطین و رودزیا در همین دوره زندگی می کرده اند ص۳.

۴-سیر تاریخ « گوردون چایلد » : شرایط نا مساعد زندگی در آن ایام ، مانع افزایش نوع بشر نشد. در اروپا ، در طی دوره کوتاهی از پالئولیتیک میانه که از جهت طول زمان یک پنجم پالئولیتیک سفلی است اسکلت های بدست آمده ۵ برابر اسکلت های دوره پالئولیتیک سفلی است. مع ذلک در پایان آخرین دوره یخبندان انسان نئاندرتال در اروپا از بین رفت ص۳۰.

گروههای که بهتر شناخته شده اند در اروپا بسر میبرند و از نژادی که بنام نئاندرتال معروف است بوده اند و بدون تردید با هموساپین ها اختلاف داشته اند کاسه جمجمه آنها به بزرگی جمجمه اروپایی های فعلی بوده است لیکن به جای طاق ابروان یک برآمدگی استخوانی بالای چشمان آنها قرار داشت ص ۲۸.

بسیاری از دانشمندان تصور می کنند انسان نئاندرتال که با آب و هوای شمالی خو گرفته بود در دوره گرما از بین رفته و بنابراین منکر وجود خون نئاندرتالها در نژاد معاصر می باشد ص ۲۸.

 


 

    انسان کرومانیون

در علم انسان شناسی ، انسانهای کرومانیون و انسان کنونی را هموساپین یا انسان هوشمند نامیده اند. ولی این دو نوع نیز دارای تفاوتهای اساسی با یکدیگر بوده اند. انسان کرومانیون دارای ویژگیهای خاص خویش است که از بسیاری از جهات با ویژگیهای انسان کنونی مطابقت ندارد. بهتر است این نوع را نیز از نظر انسان شناسی بهتر مورد مطالعه قرار دهیم.

۱-از حدود ۲۵ تا ۲۰ سال پیش از میلاد پس از سپری شدن دوران یخبندان چهارم ، که مشهور به پالئولیتیک است. به وجود آمده و آثارش در دوره نئولیتیک نشانگر تمدن خاصی است.

۲-معمولا بلند قامت بوده ، با حجم جمجمه ای بیش از حجم جمجمه انسان کنونی.

۳-دارای نژاد های مختلف و انواع متعددند و معلوم نیست منشاء واحدی داشته باشد بلکه احتمال مقطوع بودن آنها از یکدیگر بیشتر است.

۴-نژادهای مختلف آنان در اغلب نقاط زمین به طور همزمان و گسترده پراکنده بودند. و نژادی از آنها از آسیا به اروپا هجرت کرده است.

۵-ده ها بلکه صدها سال با انسان نئاندرتال در جنگ و ستیز بوده است.

۶-افسونگری و جادو جزو اعمال و از علائم آنان است. از اشکال هندسی در نقاشیهای شان استفاده می کرده اند.

۷-در کارهای اولیه شان عدم زیبایی به چشم می خورد ولی کم کم تبدیل به هنرمندانی زبردست شده اند به نحوی که در اواخر دوره حجر قدیم هنر آنان به اوج خود رسیده است.

۸-در تصاویر شان صورت انسانی از خود به جای نگذاشته اند و تصاویر اغلب مبهم و عجیب است. صورتها معمولا دارای نقاب و بیشتر شبیه صورت حیوان است.

۹-دارای اعتقادات و اعتقاد به آخرت و دنیای پس از مرگ بوده و برای جلب رضای خداوند قربانی می کرده و به جادو متوسل می شده اند.

۱۰- خود فرهنگ مستقل و جداگانه ای داشته و دوره ای از تمدن را پشت سر گذاشته اند.

۱۱- دلیل قاطع و قانع کننده ای بر انقراض آنها و از بین رفتن نسل شان در دست نیست.

۱۲- از نظر فرهنگی و جسمانی شباهت زیادی به اسکیمو های کنونی داشته اند.


+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/01/08ساعت 11:27  توسط در سفرم   | 

 شاخه های شسته، بارن خورده ، پاک

بوی باران
بوی سبزه
بوی خاک
شاخه های شسته
باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگ های سبز بید
عطر نرگس
رقص باد

چند وقته که دیگه تو آسمون پرستو پیدا نمی شه،پس از مصنوعیش استفاده می کنیم.
نغمه ی شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک میرسد اینک بهار
میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگـــــــــــــــــــار

خوش به حال دشت ها

خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتـــــــــــــــــــــاب

مثل قاصدکی برقص با آواز نسیم

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم مسازد آفتاب
ای دریغ از ما دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ

تصنیف بوی باران ،استاد شجریان"بشنوید"

نوروز(تار و کمانچه) ،علیرضا قربانی"بشنوید"

نوروز بهار،فرج علیپور(لری)"بشنوید"

شکوفه ها ،ویگن"بشنوید"
 

رقص لری"ببینید"


نوروزتان پیروز

نوروز، از جشن‌های باستانی ایرانیان است. در زمانهای کهن، جشن نوروز در نخستین روز فروردین (معمولاً مطابق با ۲۱ مارس) آغاز می‏شد، ولی مشخص نیست که چند روز طول می‏کشیده‏است. در بعضی از دربارهای سلطنتی جشن‏ یک ماه ادامه داشته ‌است. مطابق برخی از اسناد، جشن عمومی نوروز تا پنجمین روز فروردین برپا می‏شد، و جشن خاص نوروز تا آخر ماه ادامه داشت. شاید بتوان گفت، در طی پنج روز اول فروردین جشن نوروز جنبه ملی و عمومی داشت، در حالیکه طی باقیمانده ماه، هنگامی‏که پادشاهان مردم عادی را به دربار شاهنشاهی می‏پذیرفتند جنبه خصوصی و سلطنتی داشت.

 

 تاریخچه

جشن نوروز از آیین‌های باستانی و ملی ایرانیان می‌باشد. اگرچه مطالبی کلی در تعداد اندکی از کتابهای نوشته شده در روزگار ساسانیان درباره جشن نوروز وجود دارد.

با استناد بر نوشته‌های بابلیها، شاهان هخامنشی در طول جشن نوروز در ایوان کاخ خود نشسته و نمایندگانی را از استان‌های گوناکون که پیشکش‌هایی نفیس همراه خود برای شاهان آورده بودند می‌پذیرفتند. گفته شده که داریوش کبیر، یکی از شاهان هخامنشی (۴۲۱ - ۴۸۶)، در آغاز هر سال از پرستشگاه بأل مردوک، که از خدایان بزرگ بابلیان بود دیدن می‌کرد.

همچنین پارتیان و ساسانیان همه ساله نوروز را را با برپایی مراسم و تشریفات خاصی جشن می‌گرفتند. صبح نوروز شاه جامه ویژه خود را پوشیده و به تنهایی وارد کاخ می‌شد. سپس کسی که به خوش قدمی شناخته شده بود وارد می‌شد. و سپس والامقام‌ترین موبد در حالی که همراه خود فنجان، حلقه و سکه‌هایی همه از جنس زر، شمشیر، تیر و کمان، قلم، مرکب و گل داشت در حین زمزمه دعا وارد کاخ می‌شد. پس از موبد بزرگ ماموران حکومت در صفی منظم وارد کاخ شده و هدایای خود را تقدیم شاه می‌کردند. شاه پیشکش‌های نفیس را به خزانه فرستاده و باقی هدایا را میان حاضران پخش می‌کرد. ۲۵ روز مانده به نوروز، دوازده ستون با آجرهای گلی در محوطه کاخ برپا شده، و دوازده نوع دانه گیاه مختلف بر بالای هریک از آنها کاشته می‌شد. در روز ششم نوروز، گیاهان تازه روییده شده بر بالای ستونها را برداشته و آنها را کف کاخ می‌پاشیدند و تا روز ۱۶ فروردین که به آن روز مهر می‌گفتند، آنها را برنمی داشتند.


جشن‌هایی که از آن روزگار به یادگار مانده، هیچ یک به طول و تفصیل نوروز نیست. نوروز جشنی است که یک جشن کوچک‌تر (چهارشنبه سوری) به پیشواز آن می‌آید و جشنی دیگر (سیزده به در) به بدرقه آن. و نماد آن انداختن سفره هفت سین است.

نوروز در گذشته دارای آداب چندی بوده‌است که امروز تنها برخی از آنها برجای مانده و پاره‌ای در دگرگشت‌های زمانه از بین رفته‌اند. از رسم‌های بجا مانده یکی راه افتادن حاجی فیروز است.

 نوروز در آیات و روایات

در کتاب بحارالانوار علامه مجلسی درباره نوروز روایات متعددی وجود دارد، در جلد ‪ ۵۹‬بیش از ‪ ۴۵‬صفحه به نقل از امام صادق نقل شده‌است که به معلی بن خنیس فرمودند:ای معلی! همانا نوروز روزی است که پروردگار جهان از بندگانش پیمان گرفت که او را پرستش کنند، به او شرک نورزند و به پیامبران و امامان ایمان بیاورند، نوروز اولین روزی است که خورشید در آن طلوع کرد و بادهای ناگهانی وزیدن گرفت و ستاره زمین در چنین روزی ایجاد شد، روزی است که علی در نهروان پیروز شد و گلهای زمین در آن روز خلق شد، در چنین روزی کشتی نوح بر کوه جودی نشست، همان روزی که جبرئیل بر پیامبر نازل شد، همان روزی که ابراهیم بتها را شکست، روزی که پیامبر؛ علی را بر دوش خود حمل کرد تا بتهای قریش را سرنگون کند و در چنین روزی است که مهدی ظهور خواهد کرد


آیین‌های نوروزی

 خانه‌تکانی

خانه‌تکانی از دیگر آئین‌های نوروز است. ده پانزده روز مانده به نوروز (سال نو)خانه تکانی شروع می‌شود. در این آئین، همه وسایل خانه گردگیری و شستشو می‌شود و پاک و پاکیزه می‌گردد.

چنان زوایای خانه را می‌روبند که اگر تا یک سال دیگر هم آن زوایا از چشم خانم خانه پنهان بماند یا فرصت پاکیزه سازی آنها به دست نیاید، قابل تحمل باشد.

وسواس برای این پاکیزه سازی تا به حدی است که در و دیوار خانه اگر نه هر سال، هر چند سال یکبار نقاشی می‌شود.

پس از خانه تکانی، نوبت سبزه کاشتن می‌شود. مادران حدود یک هفته مانده به نوروز، مقداری گندم و عدس و ماش و شاهی در ظرف‌هایی زیبا می‌ریزند و خیس می‌دهند تا آهسته آهسته بروید و برای سفره نوروزی آماده گردد.

دید و بازدید

دید و بازدید رفتن تا پایان روز ۱۲ فروردین ادامه دارد. اما معمولاً در همان صبح نوروز به دیدن اقوام نزدیک، مانند پدر و مادر، پدر بزرگ و مادر بزرگ، پدر و مادر زن یا شوهر، عمه، عمو، خاله، دائی و... می‌روند.

روزهای بعد نوبت اقوام دورتر فرا می‌رسد و سر فرصت به دیگر اقوام و دوستان سر می‌زنند و دیدارها تازه می‌کنند. حتی اگر کسانی در طول سال به علت کدورت‌هایی که پیش آمده از احوال پرسی یکدیگر سر باز زده باشند، این روزها را فرصت مغتنمی برای رفع کدورت می‌شمارند و راه آشتی و دوستی در پیش می‌گیرند.

 

 غذاهای روز اول عید

اغلب مردم، روز اول عید نوروز سبزی پلو و ماهی، کوکو سبزی و آش می خورند. اگرچه غذاهایی دیگری نیز رواج دارد. برای مثال کردها صبح روز اول عید خورشت قورمه سبزی می پزند.

 دیگر آیین‌ها

آداب و سنن مربوط به نوروز در گذشته بیش از امروز بوده‌است.

تا چند دهه پیش در برخی نواحی ایران، نوروزی خوانی مرسوم بوده‌است. در گیلان و مازندران و آذربایجان، از حدود یک ماه پیش از فرارسیدن نوروز، کسانی در روستاها راه می‌افتادند و اشعاری در باره نوروز می‌خواندند. اشعاری که بنا بر تعلقات مذهبی شیعیان با مضامین مذهبی آمیخته بود و ترجیع بند آن چنین بود:

باد بهاران آمده، گل در گلستان آمده / مژده دهید بر دوستان، ...

این پیک‌های نوروزی در مقابل نوروزی خوانی از مردم پول یا کالا می‌گرفتند و سورسات نوروزی خود را جور می‌کردند.

تا چهل پنجاه سال پیش به راه انداختن «میر نوروزی» نیز یکی از آئین‌های رایج بوده‌است. داستان میر نوروزی این است که در پنج روز آخر سال اداره و فرمانروایی شهر را به فردی از پائین‌ترین قشرهای اجتماعی می‌سپردند و او نیز چند تن از مردم عوام را به عنوان خدم و حشم و عامل خود انتخاب می‌کرد و فرمان‌های شداد و غلاظ علیه ثروتمندان و قدرتمندان می‌داد.

آنها نیز در این پنج روز حکم او را کم و بیش مطاع می‌دانستند و تنها در موارد پولی به چانه زدن می‌پرداختند. پس از آن پنج روز نیز میر نوروزی مطابق سنت از مجازات معاف بود و هیچ کس از او بازخواست نمی‌کرد که چرا در آن مدت پنج روز چنین و چنان کرده‌است.

حافظ در این بیت به عمر کوتاه آدمی، عمر کوتاه گل و عمر کوتاه سلطنت میر نوروزی اشاره دارد:

سخن در پرده می گویم چو گل از غنچه بیرون آی
                                                            
                                                             که بیش از پنچ روزی نیست حکم میر نوروزی


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/29ساعت 18:52  توسط در سفرم   | 

                                      خصوصیات انسان ، ملائکه ، جن و نسناس

 

 انسان ، جانشین خداوند بر روی زمین:

هر خلیفه یا جانشین ، نشانی از اصل خویش دارد و نشانه خلیفه الهی انسان روح الهی اوست که در او به ودیعه نهاده شده و با داشتن این روح است که می تواند تا آخرین درجات قریب الهی پیش رود. علت قابلیت انسان برای مسجود شدن ملائکه شدن نیز به خاطر روح الهی او بود که ابلیس این موضوع را در نیافت و گمراه شد زیرا تصور می کرد آدم (ع) صرفا از ماده تیره آفریده شده و او از انرژی ناب.

 

ملائکه ،کارگزاران خداوند در امور جهان:

از آیات و احادیث و نهج البلاغه بر می آید که:

ملائکه از خود اختیاری ندارند بلکه تابع محض امر پروردگارند. علت اینکه ابلیس توانست از امر پروردگار سر پیچی کند این است که او از جن بود. ملائکه موجودات مجرد و لطیفی هستند که هر آنچه بر عهده آنان گذارده می شود به نحو احسن بدون دخالت هواهای نفسانی به انجام می رسانند و در محدوده اختیارات خویش دارای علم الهی هستند که از جانب پروردگار به آنان داده شده است.

 

ویژگیهای ملائکه:

۱.ماده نیستند.

۲.یک بعدی هستند یعنی ویژگیهای نظیر شک ، وسوسه و شهوت در آنها وجود ندارند.

۳.مطیع امر خداوند و خیر محض اند.

۴.محدود به زمان و مکان نیستند.

۵.به وحدانیت خداوند شهادت می دهند.

۶.در مقابل انسان خاضعند.

۷.کلیه مخلوقات و انسان را در جهت تکامل یاری می دهند.

۸.حرکتشان تسبیحی و بر اساس شفقت و شوق است.

۹.به اشکال و صورتهای مختلف از جمله به صورت انسان ، آشکار می شوند.

۱۰. در قیامت آشکار می شوند.

۱۱. دارای انواع و مراتب و درجات اند.

 

 

                                       جن ، مخلوق متقدّم خداوند بر روی زمین

 

الف- از نظر لغوی

۱.تفسیر طبرسی : مردمانی با جسمانی لطیف و رقیق و سریع عمل کننده بر صورتی مخصوص بر خلاف صورت انسان و ملائکه همانا که فرشته از نور ، انسان از گل و جن از آتش آفریده شده است.

۱.المنجد : جن مخلوقی است که تصور می رود موجودی بین انسان و ارواح باشد و به این خاطر جن نامیده شده است و از چشم ما پنهان است.

 

ب از نظر قرآن و حدیث

۱.با توجه به سوره جن و آیات مختلف و احادیث : جن موجودی دارای عقل ، احساس ، اختیار ، مکلف ، مسئول و خداشناس است. یعنی در تمام جهات با انسان مشابه است.جز آنکه دارای روح الهی نیست و در نتیجه از نظر رسیدن به قرب الهی محدود است و همچون انسان شیفته اصل خویش نیست.

۲.تفسیر المیزان ( جلد ۲۰ ) : جن نوعی مخلوق است که از حواس ما پنهان است و قرآن کریم وجود آن را تصدیق می کند. این مخلوق که نوعا قبل از انسان خلق شده است از آتش آفریده شده است. چنانکه انسان از خاک آفریده شده است. آنان مانند انسان زندگی می کنند و میمیرند و در روز باز پسین برانگیخته می شوند و دارای مذکر و مونث هستند به نحوی که به ازدیاد نسل می پردازند. آنها دارای شعور و اراده اند و توانایی بر حرکات سریع و اعمال شاقه دارند، چنانکه در قصص حضرت سلیمان (ع) و قصه ملائکه صبا آمده است آنان چون انسان مکلف اند و دارای مومن و کافر و همچون صالح و طالح « بد کار » اند. به تصدیق قرآن ابلیس از جن بوده و دارای ذریّه و قبیله است. مرحوم علامه طباطبایی در ذیل آیات ۸ و ۹ سوره جن (( به درستی ما قصد آسمان نمودیم پس آنرا پر شده از نگهبان سخت و تیرهای شهاب یافتیم ما برای دریافت پیامهای آسمانی در جایگاه ای می نشستیم ولی اگر اکنون یکی  از ما چنین کند با تیر شهاب مواجه خواهد بود )) می نویسد : از مجموع این دو آیه چنین فهمیده می شود که آنان همزمان با نزول قرآن و بعثت پیامبر اکرم (ص) با یک حادثه تازه آسمانی مواجه شده اند و آن منع شدن جن از دریافت اخبار آسمانی از طریق اسقراق سمع بوده است و نیز در ذیل آیه (( کنا طرائق قددا )) می نویسد : دلیلی است بر تفرق آنها و از نظر دیگر مفسران بعید نیست که استعاره ای باشد بر اینکه آنها از نظر اختلاف و دین در روشها از یکدیگر مجزا بوده اند به نحوی که هر شیعه از آنان به غایت و نتایج گوناگونی منتهی می شوند .

۳.تفسیر مجمع البیان ( جلد ۱۰ ) : در مجمع البیان و همچنین در المیزان در تفسیر سوره جن حدیثی « علقعه بن قیس » نقل شده است . این حدیث گویای این مطلب است که در شبی مشهور به لیله الجن : حضرت رسول اکرم (ص) به تنهایی با جنها ملاقات کرد و برای آنان قرآن قرائت کردند. همراهان حضرت که با او بودند و در آن شب حضرت را گم کرده بودند ، پس از بازگشت از ایشان سوال کردند که در کجا بسر می برده اند ؟ ایشان پاسخ می دهند: تعدادی از جنیان نزد من آمدند. پس با آنها رفتم تا برای آنان قرآن بخوانم . همراهان حضرت می افزایند که ایشان ما را بردند و َآثار و باقیمانده آتشی را که برای روشنایی یا پخت و پز غذا روشن کرده بودند به ما نشان دادند.

مرحوم طبرسی همچنین به نقل از بلخی می نویسد تا قبل از بعثت نبی اکرم (ص) جنها به آسمان صعود می کرده اند ولی از آن پس از این کار منع شده اند.

 

ادامه دارد...


مقاله ای از حامد گنجعلیخان حاکمی
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/21ساعت 12:6  توسط در سفرم   |